دوستت داريم
ماني جونم
كم كم داريم به سومين تولدت نزديك ميشيم
منو ببخش واسه ي همه ي درگيريها و مشغله هام
منو ببخش اگه گاهي ناخواسته،رنجوندمت
سالي كه گذشت براي ما سالي پر از كار و مشغله بود.تنها عشق تو بود كه منو تو اين راه حمايت كرد
داري يواش يواش سه ساله ميشي.و من اصلا باورم نميشه ،گذر روزها رو
باورم نميشه بودنت رو شيرين زبونيت رو با هوشيت رو.روزي كه براي اولين بار من رو مامان مهربونم،مامان خوشگلم خطاب كردي.
قند تو دلم اب ميشه وقتي راه رفتن و قد كشيدنت رو ميبينم
قند تو دلم اب ميشه وقتي همه از هوش و مهربونيت حرف ميزنن
دو سال و يازده ماه و ١٥روز گذشت.و من و بابا هنوز باور نميكنيم اين همه خوشبختي رو
عشقم
اين روزا درگير تداركات تولدت هستم اميدوارم سالهاي سال سالم و خوشبخت و موفق زندكي كني و ما هر روز از ديدن سرافرازي تو غرق شادي باشيم
تنها ارزومون شادي شماست و از به ياد اوردنش غرق اشك و شوق ميشيم
ماني عزيزتر از جانم
مامان و بابا دوستت دارن
چون شما دوست داشتني ترين مخلوق پروردگاري
همچون نام زيبايت. پاينده و ماندگار باشي


دوستت داريم 


